Thursday, January 01, 2009

اولینها

آدمها به سادگی اولینها را فراموش می کنند ، یادم می آید روزی که انبوهی از خوردنیهای گرد و سبز روی همدیگر بودند ; اینها گوجه سبز است اما چه لزومی دارد نام جدیدی برای انتخاب نشود؟ کدام یک از این دو گوجه اول از همه گوجه شده اند؟ ... اولین باری که با تلویزیون آشنا شدم ، تصوری کلیشه ای از یک جعبه شیطانی نداشتم ، فقط یک چیز ، چه کسی مسول و سازنده اینهاست؟ ... فهمیدم انسانها دو اسم ، یکی برای جوانی و یکی برای دوران پیری ندارند... روزی که قلم به دست گرفتم و خانه تا پنجاه سانتی متر از زمین خط خطی شد ... وقتی عاشق فرش شدم و قسم خوردم ناراحتش نکنم ... سیگار را شنیدم و بعدها دیدم ... به فکر فرو رفتم از زنده ایی که بی خانه و بی خانواده در همه جا سبز است ... از بینی من رنگ میریزد ، رنگی شاد و شفاف ولی همه نگرانند... مردن بد نیست فقط فعلا حوصله اش را ندارم.

0 comments: