Monday, December 29, 2008

فرمانیه

به یاد خاطره سیاه سفید روزی افتادم که در حال بازگشت از دارالتعلیم مدرن در میانه چهار راه فرمانیه ، در حالیکه سرم پایین بود ، دستی کاغذ به دست نا گهان جلو چشم بنده قرار گرفت ، در حالیکه تمامی دید بنده به یک دست و کاغذ نیمه مچاله همراه با خطوطی کج و معووج خلاصه می شد ، صدایی کاملا متفاوت با بیانی غیر آشنا گفت : " بانکه ... کجاست؟" سرم را بلند کردم ، دو شتر بود و یک پیرمرد و چهار راه فرمانیه...

0 comments: