
یکی از فامیلهایمان که روان شناسی خوانده بود می گفت که وقتی بنا به اجبار به تیمارستان سر می زده تا از نزدیک با محیط کاری آشنا شود یک مرد جا افتاده همواره او را صدا می زده و در حالیکه سـعی داشـتـه مـخاطـب بـه مـشـت بـسـته اش تـوجـه کـنـد ، با لحنی پر هیجان به او می گفته : " تو دستم چیه؟ " و بعد از سکوتی چند ثانیه ای بلند تر از قبل و همراه با باز کردن مشت خود می گفته : " ماشــیــــــن دودیــــــه " ... چیزی که من را به فکر برد و کمی هم آزار می داد واژه ماشین دودی بود که واقعا واژه ای ناشایست و سنتی به شمار می رود و چیز دیگری که به کل من را عصبی می کرد این بود که اگر به جای ماشین دودی واژه لوکوموتیو و یا قطار و حتی ترن را جایگزین کنیم تناسب پیام لحظه قبل از باز کردن مشت با بعد آن برهم می خورد.
1 comments:
اون شخصی که می خندید ازش پرسیدن چرا؟گفت دوچرخمو دزدیدن خوب شد ماشین نداشتم وگرنه کی حاله غصه خوردنه زیاد داشت.ماشین دودی هم ارزشش به اینه که معلوم نی چقدر ارزش داره.اندازه ی یه تراموا بیشتر یا کمتر از اون.
Post a Comment