Wednesday, December 31, 2008

دوهزارونه

قدیمها از نوروزمان دلگیر می شدم که چرا هیچ هدیه ای برایمان نمی آورد ، نه درختی دارد نه کالسکه نه ... و بدتر از آن یک داریه زنگی دارد که شبهای عید با یک چهره ترسناک در کنار شیرینی فروشیها به ما گیر می داد که بی دلیل به او پول بپردازیم ، اما حتم داشتم عمو نوروز ما یک چیز دیگری است که فعلا به کمک بابا نوئل یا همان سانتای بیگانه رفته و مدتی طولانی است که سال نو ما بی صحاب سپری می شود . ربطی به سال جدید ندارد اما بد نیست که بگویم برای بار چندم فیلم Inside Man را ملاحظه فرمودم و به یاد دیالوگ آخر دنزل واشینگتون با رییس پلیسش افتادم که می گفت :
They Found that missing madrugada money...
!No shit-
?Yes; you want to know where it was-
?In my bank account-
No-
?My summer house in sag harbor-
No-
?My wallet-
No-
Then no, i don't want to know-

2 comments:

Shine said...

yek hamzat pendarie vagheyi. hamzat pendari to ba oon mard , va man ba to !

AT said...

تکم چی ها