
مدتی پیش با دوربینمان در حال گشت و گذار در خیابان های تهران بودیم و در حال بگو مگو بر سر فلان عکس که من می گفتم آن عکس را در فلان جا و فلان تاریخ گرفته ایم و دوربین بنده نیز منکر می شد و زمان و مکان دیگری ذکر می کرد تا اینکه نا گهان به یک قشر متفاوت از جامعه برخورد کردیم ، بحث بر سر بقیه پول ، خیابانهای تهران ، شغل ، بنزین ، شخصیتهای سیاسی و مذهبی و غیره با هم پیوند خورده بود و کم کم به مادر ، خواهر و وضعیتهای جسمانی ممکن تغییر حالت داد و در زمانی کوتاه تر از قبل بحث به صورت صامت و با صدای ارتعاش استخوان ادامه پیدا کرد ، مدتی بعد همه چیز ساکت شد و راننده تاکسی راضی و با غرغر تمام جریان را برای من تعریف کرد. یادم می آید که گفته بودم کاش می شد همه با هم توافق کنیم و اسکناس های پاره را از هم بگیریم ، شاید این جریان بقیه پول هم به نوعی توافق نیاز دارد.
1 comments:
گاها شاهد بازی های ریاضی هر چند ساده هستیم.چقد میشه؟800 تومن.خورد ندارم.خوب شما اون 500 ایو اون 250 ایو و یه 300 ای به من بیدین من یه 500 بهتون میدم.طرفین لبخند
Post a Comment