Friday, August 28, 2009

نادر

میان بحث های جدی و یا مهم یا مبهم که معمولا هم به روابط باریک احساسی ختم می شوند و هنگام تصمیم گیری ، خنده ، غم و ناراحتی و حتی لحظاتی که ما در اعماق تفکرات خود غرق هستیم ، لحظات خطرناک و سخت که نیاز به فرار و یا مبارزه است ، در عین تمرکز با ثبات قدم و بی مبالغه عرض کنم در هنگام مرگ و زندگی و به کل در هر شرایطی که فکرش را بکنید یا نکنید این تکه فلز همه چیز را به گند می کشد ، و اما چرا؟ زیرا این تکه فلز مربوط به یک جا کلیدی است که نادر دایم با آن بازی می کند و انتهای مذکور اغلب به اطراف پرتاب شده و ساکن می گردد و برای بازیابی شرایط به وضع گذشته همه چیز می بایست متوقف شود و این بازیابی من را به گفتن یک کلمه همیشگی ترقیب می کند : نادر ...

2 comments:

neda mone said...

Not that I don't read your posts, I do, but I don't really get them, so I don't leave comments!

Anonymous said...

ورزش ِ خوبیه خب ...