کمی بهتر شده بودم ، لااقل اینطور به نظر می رسید که کم کم آرام شده ام . صندلی و تخت خواب نرم آزارم می داد و روی آنها راحت نبودم ، هنگام خواب روی تخت به اجبار سه دفعه جای خود را عوض کردم و در نهایت روی زمین احساس راحتی بسیاری پیدا کردم ، ... صبح روز بعد ناخنهای بلندم ناراحت کننده شده بود و هنگام کوتاه کردنشان از همیشه تلاش بیشتری کردم. احساس می کردم دست چپم با راست دچار تفاوت شده و بی اختیار نیاز به گذراندن خطی با کابل یا پارچه به دور آن داشتم و هرچه سفت تر ، بهتر . دقت حافظه و پیش بینی هایم بهبود یافته بود ولی مطمئن نبودم که آیا این قدرت بدنی را قبلا نیز در اختیار داشته ام یا خیر ، چون به خاطر دارم یک دفعه با برخور شدید دست راستم به قسمتی از دیوار ، دیوار مذکور ترک برداشت... دقیقا نمی دانستم چه اتفاقی در حال افتادن است اما می دانستم چیزی در حال وقوع است.Monday, August 24, 2009
تغییر - دو
کمی بهتر شده بودم ، لااقل اینطور به نظر می رسید که کم کم آرام شده ام . صندلی و تخت خواب نرم آزارم می داد و روی آنها راحت نبودم ، هنگام خواب روی تخت به اجبار سه دفعه جای خود را عوض کردم و در نهایت روی زمین احساس راحتی بسیاری پیدا کردم ، ... صبح روز بعد ناخنهای بلندم ناراحت کننده شده بود و هنگام کوتاه کردنشان از همیشه تلاش بیشتری کردم. احساس می کردم دست چپم با راست دچار تفاوت شده و بی اختیار نیاز به گذراندن خطی با کابل یا پارچه به دور آن داشتم و هرچه سفت تر ، بهتر . دقت حافظه و پیش بینی هایم بهبود یافته بود ولی مطمئن نبودم که آیا این قدرت بدنی را قبلا نیز در اختیار داشته ام یا خیر ، چون به خاطر دارم یک دفعه با برخور شدید دست راستم به قسمتی از دیوار ، دیوار مذکور ترک برداشت... دقیقا نمی دانستم چه اتفاقی در حال افتادن است اما می دانستم چیزی در حال وقوع است.
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
3 comments:
خدا مرگم بده باز داری قد می کشی؟ :دی
چه چیزی واقعا؟!
غیر منصفانس
Post a Comment