
عشق قدیمی من کجایی؟ عشق هم همان عشق های قدیم ، هم کیفیت داشتند هم بی برو برگرد دوستت داشتند ، نه خبری از اس ام اس بازی بود و نه دربند و فرحزاد . هرچه بود دوستت داشت ، خودت را دوستت داشت ، مغزت را دوستت داشت ، می دانست چرا پای راستت روی جدول نیمه شکسته نمی لغزد ، با تو راه می آمد ، بازویت را می گرفت و دست روی شانه ات می گذاشت و همانطور دوستت داشت ، دوستت داشت ، دوستت داشت ، ... می دانست ته ریش به تو می آید ، اما بی ریش هم دوستت داشت ، ... صدای موسیقی را که می شنیدی به تو میگفت که موسیقی زیباست ، نگاهش زمزمه می کرد و دوستت داشت ، ... وقتی بلندش می کردی که از اینور رودخانه به آنور ببری ، قبول می کرد و کل مسیر نگاهت می کرد ، نگاهش که می کردی رودخانه می گفت دوستت داشت ، ... روزهایی که او را پشت بوم سفیدت می نشاندی ، پرتره را قاب می کردی و عصر جمعه خورشید رویش می افتاد ، کنارش می نوشت که دوستت داشت ، ... زیر باران شدید ، همان موقع که خیابانها خلوت می شد ، می گفت چتر نیازی نیست و موقعی که چتر را روی میز رها می کردی و از در خانه بیرون می آمدی ، چتر قسم می خورد که او دوستت داشت ، ... راستی ، من که عشقی نداشتم ! پس که بود که دوستت داشت؟
2 comments:
The only kind of love is stone blind love.
"Agha Tom Waits"
همه چیز بوی نم میدهد.خیس تر ازآن که بشود اعتماد کرد.
Post a Comment